أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
384
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
پرهيزگارى « 1 » كه مال خويش ميدهد و پاكيزه مىشود يعنى ابو الدّحداح ، و زكات ميدهد ؛ و نبود هيچكس را بنزديك ابو الدّحداح نعمتى كه بر آن نعمت جزا دهد و مكافات كند يعنى كس را پيش وى نعمتى نبود و دست منّتى تا آنچه كرد مكافات آن باشد ليكن آنچه كرد براى طلب ثواب خداى بزرگوار و برتر خود كرد و هر آينه زود باشد كه وى راضى شود به آنچه خداى تعالى بوى دهد از ثواب . راوى خبر گويد كه : هر وقت كه رسول خداى بخرماستان ابو الدّحداح بگذشتى گفتى كه عوض اين در بهشت أبو الدّحداح را بهتر از اين خواهد بودن .
--> ( 1 ) - اين ترجمه مبنى بر آنست كه « الاشقى » و « الاتقى » بمعنى « شقىّ » و « تقىّ » به كار رفته باشند و معنى تفضيلى نداشته باشند ؛ ابو الفتوح ( ره ) بعد از ترجمهء آنها بعنوان تفضيلى يعنى بلفظ « شقىتر » و « پرهيزگارتر » گفته : « و بعضى اهل معانى گفتند : مراد به [ أشقى ] و [ أتقى ] در آيه « شقى » و « تقى » است بىتفضيل ؛ و مثله قوله ، [ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ ] أى هيّن ؛ قال طرفة : تمنّى رجال أن أموت و ان امت * فتلك سبيل فلست فيها بأوحد أى بواحد » . مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « طبرسى ( ره ) آورده كه : قاضى عضدى گفته كه : آيهء [ لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى . الَّذِي كَذَّبَ وَ تَوَلَّى دلالت نميكند بر آنكه حق سبحانه و تعالى داخل نسازد در دوزخ مگر كافر را همچنانكه زعم خوارج و بعضى از مرحبهء است زيرا كه تنكير [ نار ] و عدم تعريف آن دال است بر آنكه مراد نارى است مخصوص از نيران كه در آن داخل نشود مگر شخصى كه أشقاى همه باشد چه نيران را دركات متعدّده است همچنانكه در سورة النساء سمت تحرير يافت پس اين نار مخصوص دركهء باشد از آن دركات فحينئذ آيهء مذكوره دلالت نكند بر آنكه غير اشقى از عصاة كه شقاوت ايشان كمتر باشد به جهت انتفاى أحد وصفين مذكورهين در ايشان كه آن تكذيب و تولّى است به آتش معذّب نشود و بعضى گفتهاند كه : مراد بأشقى و أتقى شقى است و تقى كما قال طرفة : ( آنگاه شعر گذشته را نقل كرده ) و صاحب كشّاف آورده كه : اگر كسى گويد : چرا حق سبحانه فرموده كه [ لا يَصْلاها إِلَّا الْأَشْقَى . . . وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ] و حال آنكه هر شقى كه هست مستحقّ دخول نار است و هر تقى سزاوار جنت نه آنكه دخول نار مختصّ است باشقى الاشقياء و نجات بأتقى الاتقياء ؛ كه و اگر در جواب گويند كه : او سبحانه نار را بعنوان تنكير ايراد نموده پس مراد او نارى است مخصوص باشد بأشقى گوئيم : چه ميگويند در [ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ] و معلوم است كه أفسق اهل اسلام از اين نار مخصوص مجتنباند نه آنكه تجنّب مخصوص بأتقاى ايشان است پس حقيقت جواب آنست كه گوئيم : آيه وارد است در موازنه ميان حال عظيم از مشركان و حال عظيم از مؤمنان پس به جهت مبالغت در اين دو صفت متناقض [ أشقى ] را مخصوص ساخته به [ يصلى ] بحصر ادّعائى فكأنّ النار لم تخلق إلّا له و [ أتقى ] را مخصوص گردانيده بنجات بحصر مذكور فكأنّ الجنّة لم تخلق إلا له » .